شمارهٔ ۸۹ - غمزههای خانم
با غمزاتی که تو خانم کنیرخنه به دین و دل مردم کنی
جان به لب عاشق بیدل رسدبا غمزاتی که تو خانم کنی
دریا دریا به تو حسن اندر استپرده برافکن که تلاطم کنی
غنچه به گلزار خموشی کندتا تو گلاندام تکلم کنی
سرو ستادست مؤدب به جایتا تو به رفتار تقدم کنی
من به تو اظهار تعشق کنمتو ز من ابراز تألم کنی
از دگران بیشترم دار دوستکز دگران پیشترم گم کنی