شمارهٔ ۸۷ - خیر مقدم و گله
وه چه خوب آمدی صفا کردیچه عجب شد که یاد ما کردی
ای بسا آرزوت میکردمخوب شد آمدی صفا کردی
آفتاب از کدام سمت دمیدکه تو امروز یاد ما کردی
از چه دستی سحر بلند شدیکه تفقد به بینوا کردی
قلم پا به اختیار تو بودیا ز سهوالقلم خطا کردی
بیوفایی مگر چه عیبی داشتکه پشیمان شدی وفا کردی؟
شب مگر خواب تازه دیدی توکه سحر یاد آشنا کردی
هیچ دیدی که اندر این مدتاز فراقت به ما چهها کردی؟
دست بردار از دلم ای شاهکه تو این مُلک را گدا کردی
با تو هیچ آشتی نخواهم کردبا همان پا که آمدی برگرد!