گنج

شمارهٔ ۳ - شراب

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ررا۹ بیت
ابلیس شبی رفت به بالین جوانیآراسته با شکل مهیبی سَر و بَر را
گفتا که منم مرگ و اگر خواهی زنهارباید بگزینی تو یکی زین سه خطر را
یا آن پدر پیر خودت را بکشی زاریا بشکنی از خواهر خود سینه و سر را
یا خود ز می ناب کشی یک دو سه ساغرتا آنکه بپوشم ز هلاک تو نظر را
لرزید از این بیم جوان بر خود و جا داشتکز مرگ فتد لرزه به تن ضَیَغمِ نَر را
گفتا پدر و خواهر من هر دو عزیزندهرگز نکنم ترک ادب این دو نفر را
لیکن چو به می دفع شر از خویش توان کردمِی نوشم و با وی بکنم چاره شر را
جامی دو بنوشید و چو شد خیره ز مستیهم خواهر خود را زد و هم کشت پدر را
ای کاش شود خشک بنِ تاک و خداوندزین مایه شر حفظ کند نوع بشر را