گنج

شمارهٔ ۱

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: اداورا۸ بیت
قمر آن نیست که عاشق بَرَد از یاد او رایادش آن گُل که نه از کف ببَرَد باد او را
ملَکی بود قمر پیشِ خداوند عزیزمرتعی بود فلک خرّم و آزاد او را
چون خدا خلقِ جهان کرد به این طرز و مثالدقّتی کرد و پسندیده نیفتاد او را
دید چیزی که به دل چنگ زند در وی نیستلاجرم دل ز قمر کند و فرستاد او را
حُسن هم داد خدا بر وی ، حُسنِ عَجَبیگر چه بس بود همان حُسنِ خداداد او را
جمله اَطوارِ نِکوهیده از او باز گرفتهر چه اخلاقِ نکو بود و به جا، داد او را
گر به شمشاد و به سوسن گذرد اندر باغبپرستند همه سوسن و شمشاد او را
بلبل از رشکِ صدایِ او گلو پاره کندورنه بهر چه بُوَد این همه فریاد او را؟