شمارهٔ ۴ - عاقبت ضعیفی
قصه شنیدم که بوالعلا به همه عمرلحم نخورد و ذوات لحم نیازرد
در مرض موت با اجازهٔ دستورخادم او جوجهبا به محضر او برد
خواجه چو آن طیر کشته دید برابراشک تحسّر ز هر دو دیده بیفشرد
گفت چرا ماکیان شدی نشدی شیرتا نتواند کَسَت به خون کشد و خورد
مرگ برای ضعیف امر طبیعیستهر قوی اول ضعیف گشت و سپس مرد