بخش ۹۴ - زندگی در صدف خویش گهر ساختن است
زندگی در صدف خویش گهر ساختن استدر دل شعله فرو رفتن و نگداختن است
عشق ازین گنبد در بسته برون تاختن استشیشهٔ ماه ز طاق فلک انداختن است
سلطنت نقد دل و دین ز کف انداختن استبه یکی داد جهان بردن و جان باختن است
حکمت و فلسفه را همت مردی بایدتیغ اندیشه بروی دو جهان آختن است
مذهب زنده دلان خواب پریشانی نیستاز همین خاک جهان دگری ساختن است