بخش ۸۰ - ای غنچهٔ خوابیده، چو نرگس نگران خیز
ای غنچهٔ خوابیده، چو نرگس نگران خیزکاشانهٔ ما رفت به تاراج غمان خیز
از نالهٔ مرغ چمن از بانگ اذان خیزاز گرمی هنگامهٔ آتشنفسان خیز
از خواب گران خواب گران خواب گران خیزاز خواب گران خیز
خورشید که پیرایه به سیمای سحر بستآویزه به گوش سحر از خون جگر بست
از دشت و جبل قافلهها رخت سفر بستای چشم جهانبین به تماشای جهان خیز
از خواب گران خواب گران خواب گران خیزاز خواب گران خیز
خاور همه مانند غبار سر راهی استیک نالهٔ خاموش و اثر باخته آهی است
هر ذرهٔ این خاک گرهخورده نگاهی استاز هند و سمرقند و عراق و همدان خیز
از خواب گران خواب گران خواب گران خیزاز خواب گران خیز
دریای تو دریاست که آسوده چو صحراست؟دریای تو دریاست که افزون نشد و کاست؟
بیگانهٔ آشوب و نهنگ است! چه دریاست؟از سینهٔ چاکش صفت موج روان خیز
از خواب گران خواب گران خواب گران خیزاز خواب گران خیز
این نکته گشایندهٔ اسرار نهان استملک است تن خاکی و دین روح روان است
تن زنده و جان زنده ز ربط تن و جان استبا خرقه و سجاده و شمشیر و سِنان خیز
از خواب گران خواب گران خواب گران خیزاز خواب گران خیز
ناموس ازل را تو امانی، تو امینیدارای جهان را تو یساری، تو یمینی
ای بندهٔ خاکی تو زمانی، تو زمینیصهبای یقین دَرکش و از دیر گمان خیز
از خواب گران خواب گران خواب گران خیزاز خواب گران خیز
فریاد ز افرنگ و دلآویزی افرنگفریاد ز شیرینی و پرویزی افرنگ
عالم همه ویرانه ز چنگیزی افرنگمعمار حرم باز به تعمیر جهان خیز
از خواب گران خواب گران خواب گران خیزاز خواب گران خیز