بخش ۷۳ - خضر وقت از خلوت دشت حجاز آید برون
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ازایدبرون۵ بیت
خضر وقت از خلوت دشت حجاز آید برونکاروان زین وادی دور و دراز آید برون
من به سیمای غلامان فر سلطان دیده امشعلهٔ محمود از خاک ایاز آید برون
عمر ها در کعبه و بتخانه می نالد حیاتتا ز بزم عشق یک دانای راز آید برون
طرح نو می افکند اندر ضمیر کائناتناله ها کز سینهٔ اهل نیاز آید برون
چنگ را گیرید از دستم که کار از دست رفتنغمه ام خون گشت و از رگهای ساز آید برون