گنج

بخش ۶۶ - زمانه قاصد طیار آن دلآرام است

زمانه قاصد طیار آن دلآرام استچه قاصدی که وجودش تمام پیغام است
گمان مبر که نصیب تو نیست جلوهٔ دوستدرون سینه هنوز آرزوی تو خام است
گرفتم این که چو شاهین بلند پروازیبهوش باش که صیاد ما کهن دام است
به اوج مشت غباری کجا رسد جبریلبلند نامی او از بلندی بام است
تو از شمار نفس زنده ئی نمیدانیکه زندگی به شکست طلسم ایام است
ز علم و دانش مغرب همین قدر گویمخوش است آه و فغان تا نگاه ناکام است
من از هلال و چلیپا دگر نیندیشمکه فتنهٔ دگری در ضمیر ایام است