گنج

بخش ۳۵ - مرا براه طلب بار در گل است هنوز

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: لاستهنوز۷ بیت
مرا براه طلب بار در گل است هنوزکه دل به قافله و رخت و منزل است هنوز
کجا ست برق نگاهی که خانمان سوزدمرا با معامله با کشت و حاصل است هنوز
یکی سفینهٔ این خام را به طوفان دهز ترس موج نگاهم بساحل است هنوز
تپیدن و نرسیدن چه عالمی داردخوشا کسی که بدنبال محمل است هنوز
کسی که از دو جهان خویش را برون نشناختفریب خوردهٔ این نقش باطل است هنوز
نگاه شوق تسلی به جلوه ئی نشودکجا برم خلشی را که در دل است هنوز
حضور یار حکایت دراز تر گردیدچنانکه این همه نا گفته در دل است هنوز