بخش ۲۰ - نظر به راهنشینان سواره میگذرد
نظر به راهنشینان سواره میگذردمرا بگیر که کارم ز چاره میگذرد
به دیگران چه سخن گسترم ز جلوهٔ دوستبه یک نگاه مثال شراره میگذرد
رهی به منزل آن ماه سخت دشوار استچنانکه عشق به دوش ستاره میگذرد
ز پردهبندی گردون چه جای نومیدیستکه ناوک نظر ما ز خاره میگذرد
یمی است شبنم ما کهکشان کنارهٔ اوستبه یک شکستن موج از کناره میگذرد
به خلوتش چو رسیدی نظر به او مگشاکه آن دمی است که کار از نظاره میگذرد
من از فراق چه نالم که از هجوم سرشکز راه دیده دلم پارهپاره میگذرد