گنج

بخش ۱۹ - تو باین گمان که شاید سر آستانه دارم

وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)قافیه: انهدارم۷ بیت
تو باین گمان که شاید سر آستانه دارمبه طواف خانه کاری بخدای خانه دارم
شرر پریده رنگم مگذر ز جلوهٔ منکه بتاب یک دو آنی تب جاودانه دارم
نکنم دگر نگاهی به رهی که طی نمودمبه سراغ صبح فردا روش زمانه دارم
یم عشق کشتی من یم عشق ساحل مننه غم سفینه دارم نه سر کرانه دارم
شرری فشان ولیکن شرری که وا نسوزدکه هنوز نو نیازم غم آشیانه دارم
«به امید اینکه روزی به شکار خواهی آمد» ز کمند شهریاران رم آهوانه دارم
تو اگر کرم نمائی بمعاشران ببخشمدو سه جام دلفروزی ز می شبانه دارم