بخش ۱۱۶ - مثل شرر ذره را تن به تپیدن دهم
مثل شرر ذره را تن به تپیدن دهمتن به تپیدن دهم بال پریدن دهم
سوز نوایم نگر ریزهٔ الماس راقطرهٔ شبنم کنم خوی چکیدن دهم
چون ز مقام نمود نغمهٔ شیرین زنمنیم شبان صبح را میل دمیدن دهم
یوسف گم گشته را باز گشودم نقابتا به تنک مایگان ذوق خریدن دهم
عشق شکیب آزما خاک ز خود رفته راچشم تری داد و من لذت دیدن دهم