بخش ۱۱۲ - دیار شوق که درد آشناست خاک آنجا
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اکانجا۳ بیت
دیار شوق که درد آشناست خاک آنجابه ذره ذره توان دیده جان پاک آنجا
می مغانه ز مغ زادگان نمی گیرندنگاه می شکند شیشه های تاک آنجا
به ضبط جوش جنون کوش در مقام نیازبهوش باش و مرو با قبای چاک آنجا