بخش ۱۱۱ - تو کیستی ز کجائی که آسمان کبود
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ود۷ بیت
تو کیستی ز کجائی که آسمان کبودهزار چشم براه تو از ستاره گشود
چه کویمت که چه بودی چه کرده ئی چه شدیکه خون کند جگرم را ایازی محمود
تو آن نئی که مصلی ز کهکشان میکردشراب صوفی و شاعر تر از خویش ربود
فرنگ اگرچه ز افکار تو گره بگشادبه جرعه دگری نشئه ترا افزود
سخن ز نامه و میزان دراز تر گفتیبه حیرتم که نبینی قیامت موجود
خوشا کسی که حرم را درون سینه شناختدمی تپید و گذشت از مقام گفت و شنود
از آن بمکتب و میخانه اعتبارم نیستکه سجده ئی نبرم بر در جبین فرسود