گنج

بخش ۱۰۸ - از همه کس کناره گیر صحبت آشنا طلب

وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیه: اطلب۷ بیت
از همه کس کناره گیر صحبت آشنا طلبهم ز خدا خودی طلب هم ز خودی خدا طلب
از خلش کرشمه ئی کار نمی شود تمامعقل و دل و نگاه را جلوه جدا جدا طلب
عشق بسر کشیدن است شیشه کائنات راجام جهان نما مجو دست جهان گشا طلب
راهروانبرهنه پا راه تمام خار زارتا به مقام خود رسی راحله از رضا طلب
چون بکمال میرسد فقر دلیل خسروی استمسند کیقباد را در ته بوریا طلب
پیش نگر که زندگی راه بعالمیاز سر آنچه بود و رفت در گذر انتها طلب
ضربت روزگار اگر ناله چو نی دهد تو رابادهٔ من ز کف بنه چاره ز مومیا طلب