بخش ۲۵۲ - خواجه ئی نیست که چون بنده پرستارش نیست
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ارشنیست۷ بیت
خواجه ئی نیست که چون بنده پرستارش نیستبنده ئی نیست که چون خواجه خریدارش نیست
گرچه از طور و کلیم است بیان واعظتاب آن جلوه به آئینه گفتارش نیست
پیر ما مصلحتاً رو به مجاز آورد استورنه با زهره وشان هیچ سروکارش نیست
دل به او بند و ازین خرقه فروشان بگریزنشوی صید غزالی که ز تاتارش نیست
نغمهٔ عافیت از بربط من می طلبیاز کجا بر کشم آن نغمه که در تارش نیست
دل ما قشقه زد و برهمنی کرد ولیآنچنان کرد که شایسته زنارش نیست
عشق در صحبت میخانه به گفتار آیدزانکه در دیر و حرم محرم اسرارش نیست