بخش ۲۳۳ - موج را از سینهٔ دریا گسستن میتوان
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ستنمیتوان۶ بیت
موج را از سینهٔ دریا گسستن میتوانبحر بیپایان به جوی خویش بستن میتوان
از نوایی میتوان یک شهر دل در خون نشاندیک چمن گل از نسیمی سینه خستن میتوان
میتوان جبریل را گنجشک دستآموز کردشهپرش با موی آتش دیده بستن میتوان
ای سکندر سلطنت نازکتر از جام جم استیک جهان آیینه از سنگی شکستن میتوان
گر به خود محکم شوی سیل بلاانگیز چیستمثل گوهر در دل دریا نشستن میتوان
من فقیرِ بینیازم مشربم این است و بسمومیایی خواستن نتوان ، شکستن میتوان