گنج

بخش ۲۱۷ - حلقه بستند سر تربت من نوحه کران

حلقه بستند سر تربت من نوحه کراندلبران زهره وشان گل برنان سیم بران
در چمن قافلهٔ لاله و گل رخت گشوداز کجا آمده اند این همه خونین جگران
ایکه در مدرسه جوئی ادب و دانش و ذوقنخرد باده کس از کارگه شیشه گران
خرد افزود مرا درس حکیمان فرنگسینه افروخت مرا صحبت صاحبنظران
بر کش آن نغمه که سرمایه آب و گل تستای ز خود رفته تهی شو ز نوای دگران
کس ندانست که من نیز بهائی دارمآن متاعم که شود دست زد بی بصران