گنج

بخش ۵۵ - صحبت با شاعر هندی برتری هری

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۲۹ بیت
حوریان را در قصور و در خیامناله من دعوت سوز تمام
آن یکی از خیمه سر بیرون کشیدوان دگر از غرفه رخ بنمود و دید
هر دلی را در بهشت جاوداندادم از درد و غم آن خاکدان
زیر لب خندید پیر پاک زادگفت «ای جادو گر هندی نژاد»
آن نوا پرداز هندی را نگرشبنم از فیض نگاه او گهر
نکته آرائی که نامش برتری استفطرت او چون سحاب آذری است
از چمن جز غنچه نورس نچیدنغمه تو سوی ما او را کشید
پادشاهی با نوای ارجمندهم به فقر اندر مقام او بلند
نقش خوبی بندد از فکر شگرفیک جهان معنی نهان اندر دو حرف
کارگاه زندگی را محرم استاو جم است و شعر او جام جم است‘‘
ما به تعظیم هنر برخاستیمباز با وی صحبتی آراستیم
زنده رود
ای که گفتی نکته های دلنوازمشرق از گفتار تو دانای راز
شعر را سوز از کجا آید بگویاز خودی یا از خدا آید بگوی
برتری هری
کس نداند در جهان شاعر کجاستپرده او از بم و زیر نواست
آن دل گرمی که دارد در کنارپیش یزدان هم نمی گیرد قرار
جان ما را لذت اندر جستجوستشعر را سوز از مقام آرزوست
ای تو از تاک سخن مست مدامگر ترا آید میسر این مقام
با دو بیتی در جهان سنگ و خشتمی توان بردن دل از حور بهشت
زنده رود
هندیان را دیده ام در پیچ و تابسر حق وقتست گوئی بی حجاب
برتری هری
این خدایان تنک مایه ز سنگ اند و ز خشتبرتری هست که دور است ز دیر و ز کنشت
سجده بی ذوق عمل خشک و بجائی نرسدزندگانی همه کردار ، چه زیبا و چه زشت
فاش گویم بتو حرفی که نداند همه کسای خوش آن بنده که بر لوح دل او را بنوشت
این جهانی که تو بینی اثر یزدان نیستچرخه از تست و هم آن رشته که بر دوک تو رشت
پیش آئین مکافات عمل سجده گزارزانکه خیزد ز عمل دوزخ و اعراف و بهشت
برتری هری