بخش ۵۳ - زیارت امیر کبیر حضرت سید علی همدانی و ملا طاهر غنی کشمیری
حرف رومی در دلم سوزی فکندآه پنجاب آن زمین ارجمند
از تپ یاران تپیدم در بهشتکهنه غمها را خریدم در بهشت
تا در آن گلشن صدائی دردمنداز کنار حوض کوثر شد بلند
«جمع کردم مشت خاشاکی که سوزم خویش راگل گمان دارد که بندم آشیان در گلستان»
غنی
گفت رومی «آنچه می آید نگردل مده با آنچه بگذشت ای پسر
شاعر رنگین نوا طاهر غنیفقر او باطن غنی ، ظاهر غنی
نغمه ئی می خواند آن مست مدامدر حضور سید والا مقام
سید السادات ، سالار عجمدست او معمار تقدیر امم
تا غزالی درس الله هو گرفتذکر و فکر از دودمان او گرفت
مرشد آن کشور مینو نظیرمیر و درویش و سلاطین را مشیر
خطه را آن شاه دریا آستینداد علم و صنعت و تهذیب و دین
آفرید آن مرد ایران صغیربا هنر های غریب و دلپذیر
یک نگاه او گشاید صد گرهخیز و تیرش را بدل راهی بده»