بخش ۴۶ - قلزم خونین
آنچه دیدم می نگنجد در بیانتن ز سهمش بیخبر گردد ز جان
من چه دیدم قلزمی دیدم ز خونقلزمی ، طوفان برون ، طوفان درون
در هوا ماران چو در قلزم نهنگکفچه شبگون بال و پر سیماب رنگ
موجها درنده مانند پلنگاز نهیبش مرده بر ساحل نهنگ
بحر ساحل را امان یک دم ندادهر زمان که پاره ئی در خون فتاد
موج خون با موج خون اندر ستیزدرمیانش زورقی در افت و خیز
اندر آن زورق دو مرد زرد رویزرد رو عریان بدن آشفته موی