گنج

بخش ۴۴ - نالهٔ ابلیس

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۱۷ بیت
ای خداوند صواب و ناصوابمن شدم از صحبت آدم خراب
هیچگه از حکم من سر بر نتافتچشم از خود بست و خود را در نیافت
خاکش از ذوق ابا بیگانه ئیاز شرار کبریا بیگانه ئی
صید خود صیاد را گوید بگیرالامان از بندهٔ فرمان پذیر
از چنین صیدی مرا آزاد کنطاعت دیروزهٔ من یاد کن
پست ازو آن همت والای منوای من ، ای وای من ، ای وای من
فطرت او خام و عزم او ضعیفتاب یک ضربم نیارد این حریف
بندهٔ صاحب نظر باید مرایک حریف پخته تر باید مرا
لعبت آب و گل از من باز گیرمی نیاید کودکی از مرد پیر
ابن آدم چیست ، یکمشت خس استمشت خس را یک شرار از من بس است
اندرین عالم اگر جز خس نبوداین قدر آتش مرا دادن چه سود
شیشه را بگداختن عاری بودسنگ را بگداختن کاری بود
آنچنان تنگ از فتوحات آمدمپیش تو بهر مکافات آمدم
منکر خود از تو می خواهم بدهسوی آن مرد خدا راهم بده
بنده ئی باید که پیچد گردنملرزه اندازد نگاهش در تنم
آن که گوید «از حضور من برو» آنکه پیش او نیرزم با دو جو
ای خدا یک زنده مرد حق پرستلذتی شاید که یابم در شکست