گنج

بخش ۳۲ - نمودار شدن درویش سودانی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۲۵ بیت
برق بیتابانه رخشید اندر آبموجها بالید و غلطید اندر آب
بوی خوش از گلشن جنت رسیدروح آن درویش مصر آمد پدید
در صدف از سوز او گوهر گداختسنگ اندر سینه کشنر گداخت
گفت «ای کشنر اگر داری نظرانتقام خاک درویشی نگر
آسمان خاک ترا گوری ندادمرقدی جز در یم شوری نداد
باز حرف اندر گلوی او شکستاز لبش آهی جگر تابی گسست»
گفت «ای روح عرب بیدار شوچون نیاکان خالق اعصار شو
ای فواد ای فیصل ای ابن سعودتا کجا بر خویش پیچیدن چو دود
زنده کن در سینه آن سوزی که رفتدر جهان باز آور آن روزی که رفت
خاک بطحا خالدی دیگر بزاینغمه توحید را دیگر سرای
ای نخیل دشت تو بالنده تربر نخیزد از تو فاروقی دگر
ای جهان مؤمنان مشک فاماز تو می آید مرا بوی دوام
زندگانی تا کجا بی ذوق سیرتا کجا تقدیر تو در دست غیر
بر مقام خود نیائی تا به کیاستخوانم در یمی نالد چو نی
از بلا ترسی حدیث مصطفی است«مرد را روز بلا روز صفاست»
ساربان یاران به یثرب ما به نجدآن حدی کو ناقه را آرد بوجد
ابر بارید از زمین ها سبزه رستمی شود شاید که پای ناقه سست
جانم از درد جدائی در نفیرآن رهی کو سبزه کم دارد بگیر
ناقه مست سبزه و من مست دوستاو بدست تست و من در دست دوست
آب را کردند بر صحرا سبیلبر جبل ها شسته اوراق نخیل
آن دو آهو در قفای یکدگراز فراز تل فرود آید نگر
یک دم آب از چشمهٔ صحرا خوردباز سوی راه پیما بنگرد
ریگ دشت از نم مثال پرنیانجاده بر اشتر نمی آید گران
حلقه حلقه چون پر تیهو غمامترسم از باران که دوریم از مقام
ساربان یاران به یثرب ما به نجدآن حدی کو ناقه را آرد بوجد»