گنج

بخش ۲۰ - اشتراک و ملوکیت

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۱۷ بیت
صاحب سرمایه از نسل خلیلیعنی آن پیغمبری بی جبرئیل
زانکه حق در باطل او مضمر استقلب او مؤمن دماغش کافر است
غربیان گم کرده اند افلاک رادر شکم جویند جان پاک را
رنگ و بو از تن نگیرد جان پاکجز به تن کاری ندارد اشتراک
دین آن پیغمبری حق ناشناسبر مساوات شکم دارد اساس
تا اخوت را مقام اندر دل استبیخ او در دل نه در آب و گل است
هم ملوکیت بدن را فربهی استسینهٔ بی نور او از دل تهی است
مثل زنبوری که بر گل میچردبرگ را بگذارد و شهدش برد
شاخ و برگ و رنگ و بوی گل همانبر جمالش نالهٔ بلبل همان
از طلسم رنگ و بوی او گذرترک صورت گوی و در معنی نگر
مرگ باطن گرچه دیدن مشکل استگل مخوان او را که در معنی گل است
هر دو را جان ناصبور و ناشکیبهر دو یزدان ناشناس آدم فریب
زندگی این را خروج آن را خراجدر میان این دو سنگ آدم زجاج
این به علم و دین و فن آرد شکستآن برد جان را ز تن نان را ز دست
غرق دیدم هر دو را در آب و گلهر دو را تن روشن و تاریک دل
زندگانی سوختن با ساختندر گلی تخم دلی انداختن
سعید حلیم پاشا