گنج

بخش ۱۷ - طاسین محمد

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۲۶ بیت
نوحهٔ روح ابوجهل در حرم کعبه
سینهٔ ما از محمد داغ داغاز دم او کعبه را گل شد چراغ
از هلاک قیصر و کسری سرودنوجوانان را ز دست ما ربود
ساحر و اندر کلامش ساحری استاین دو حرف لااله خود کافری است
تا بساط دین آبا در نوردبا خداوندان ما کرد آنچه کرد
پاش پاش از ضربتش لات و مناتانتقام از وی بگیر ای کائنات
دل به غایب بست و از حاضر گسستنقش حاضر را فسون او شکست
دیده بر غایب فرو بستن خطاستآنچه اندر دیده می ناید کجاست
پیش غایب سجده بردن کوری استدین نو کور است و کوری دوری است
خم شدن پیش خدای بی جهاتبنده را ذوقی نبخشد این صلوت
مذهب او قاطع ملک و نسباز قریش و منکر از فضل عرب
در نگاه او یکی بالا و پستبا غلام خویش بر یک خوان نشست
قدر احرار عرب نشناختهبا کلفتان حبش در ساخته
احمران با اسودان آمیختندآبروی دودمانی ریختند
این مساوات این مواخات اعجمی استخوب میدانم که سلمان مزدکی است
ابن عبدالله فریبش خورده استرستخیزی بر عرب آورده است
عترت هاشم ز خود مهجور گشتاز دو رکعت چشم شان بی نور گشت
اعجمی را اصل عدنانی کجاستگنگ را گفتار سحبانی کجاست
چشم خاصان عرب گردیده کوربر نیائی ای زهیر از خاک گور
ای تو ما را اندرین صحرا دلیلبشکن افسون نوای جبرئیل
باز گوی ای سنگ اسود باز گویآنچه دیدیم از محمد باز گوی
ای هبل ، ای بنده را پوزش پذیرخانهٔ خود را ز بی کیشان بگیر
گلهٔ شان را به گرگان کن سبیلتلخ کن خرمایشان را بر نخیل
صرصری ده با هوای بادیه«انهم اعجاز نخل خاویه»
ای منات ای لات ازین منزل مروگر ز منزل میروی از دل مرو
ای ترا اندر دو چشم ما وثاقمهلتی ، ان کنت ازمعت الفراق»