گنج

بخش ۶ - در بیان معرفت اسلام و کیفیت آن

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۲۳ بیت
هان دهان این گوهر کان خرددستۀ بند از گلستان خرد
هر زمان پرسی که شرط راه چیستای برادر جاهداو فی الله چیست
طفل راه خویش را تعلیم کنچیست اسلام ای پسر تسلیم کن
همچو طفلان بسته گهواره شوبی تصرف بنده بیچاره شو
قدرت حق بین و پس اقرار کنهرچه دون حق بود انکار کن
گر سخن از دین احمد میکنیبا همه آن کن که با خود میکنی
هر کرا دست و زبان کوتاه نیستدر مسلمانی یقینش راه نیست
سینه را در کوی ایمان هر نفسانشراح از نور اسلام است و بس
نقد هستی محو کن در لاالهتا به بینی دار ملک پادشاه
غیر حق هر ذره کان مقصودتستتیغ را برکش که آن معبود تست
گرچه الاگفتی ای نادان نه اوستهرچه در فهم تو آید آن نه اوست
نفی و اثبات از برای گمرهیستهرچه کم گوئی در این معنی بهیست
لا و الا را ز دفتر برتراشاین جهان وحدتست آهسته باش
در هم آمیزد در اینجا کفر و دیندیدۀ باید پر از نور یقین
لا که عرش و فرش را برمیدرداز فنا سوی بقا ره میبرد
لا تو را از تو رهائی میدهدبا خدایت آشنائی میدهد
لا نهنگ قلزم توحیدتستاین اشارت از پی تجرید تست
لاچو در وحدت رسد الاشودآن الف بالا از آن پیداشود
لا چو الا گشت در راه یقیناول و آخر یکی گردد ببین
لام هم لا بود آمد بی شکینفی خود کن تا نماند جز یکی
چون تو خود را ازمیان برداشتیقصر ایمان را دری افراشتی
تا دلت در حکم او چون موم نیستخالصاً مخلص تو را معلوم نیست
در شهادت چون درست آمد ندمبر فراز بام عالم زن قدم