بخش ۲ - فی نعت النبی صلی الله علیه و آله
خواجه کونین ختم مرسلینصدر عالم رحمة للعالمین
صاحب شرع احمد مرسل که هستیکدوگام او از همه بالاتر است
ذات او مقصود کونین آمدهمسند اوقاب قوسین آمده
شعلۀ در بزم او افروختهشهپر طاوس اکبر سوخته
همتش برده بدار الملک دینچار بالش برتر از حق الیقین
سیر أسری در طریقت یافتهسرّ ما اوحی حقیقت یافته
گشته دار الضیف حق را رهنمابوده بر خوان خدا روزه گشا
هرکه بر خوان حقیقت یافت دستقرص مه را زود بتواند شکست
قرب او ادنی نموده رتبتشدر مقام لی مع اللّه خلوتش
مشرق خورشید قرب روی اومطلع شه بیت دولت کوی او
داده مشکین بوی اووقت سحرخشک مغزان دو عالم را جگر
در جواب خصم بگشاده عیانهم زبان تیغ و هم تیغ زبان
صفحۀ از دفترش ام الکتابآیت صاحبدلی عالی جناب
گوهر اندر سنگ باشد این رواستسنگ نااهلان در آن گوهر چراست
خاک شهرش سجدگاه آدم استنور پاکش آبروی عالمست
فاستقم سرمایه احوال اوقُم فانذر حاکم اقوال او
جمله یارانش بدار الملک دینهفت کشور را امیرالمؤمنین
آن یک از نور حقیقت سر بلنددر مقام محرمیت بهرمند
پیروانش رهنمای مردمندآسمان شعر را چون انجمند
جمله غواصان دریای صفابلبلان باغ شرع مصطفی
پادشاه ملک روحانی همهمخزن اسرار ربانی همه