گنج

بخش ۱۶ - در بیان معرفت دل گوید

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۱۹ بیت
دل چه باشد مخزن اسرار حقخلوت جان بر سر بازار حق
دل امین بارگاه محرمیستدل اساس کارگاه آدمیست
دل پذیرفت آنچه عالم برنیافتدل بدانست آنچه عرش اندر نیافت
بلبل جان را بباغ او نشستشاهباز معرفت او را بدست
روح قدسی همنشین و در برشعقل کل خود پاسبانی بر سرش
وصف شیطانی و روحانی در اوستملک روحانی و جسمانی در اوست
زورق روحست در آب حیاتسیر او در قعر دریای صفات
گاه انس و گاه قرب و گاه عینچون فلک گردنده بین الاصبعین
حق نظرها دارد اندر کوی دلنی بهرچوگان درآید گوی دل
آنکه بر پهلوی چپ خوانی دلشآن نه دل باشد ولیکن منزلش
در میان نفس و جانش مستقرآن یکی چون مادر و دیگر پدر
روح تو آبست و نفست همچو خاکزین دو جوهر زاید این فرزند پاک
سوی هر دو روز وشب گردان بودنام او قلب از برای آن بود
چون بهر دو جانبش فرماندهیستدر وجودش مسند شاهنشهیست
هرکه او غواص دریای دلستصدهزاران در معنی حاصلست
گر تو را معنی دل حاصل شودآن زمان دل در وجودت دل شود
ور در این معنی نداری دسترسدل مخوانش خانه دیواست و بس
طالبی کاین راه پنهان باز یافتگوهر کان را در این کان بازیافت
آسمان دل چو آمد دروجودآفتاب جان در آن تابان نمود