شمارهٔ ۷۹
صبا رسید در او بوی یار نیست چه سودنسیم سنبل آن گلعذار نیست چه سود
هزارگونه گل اندر بهار گرچه شکفتچو بوی از گل من در بهار نیست چه سود
مراست از دو جهان اختیار یار ولیکبدست من چو کنون اختیار نیست چه سود
هزار گونه طرب میکنم ز دردی دردولی چو خمر طرب بی خمار نیست چه سود
منم که خاک شدم در ره وفاداریولی بخاک من او را گذار نیست چه سود
درون بوته مهرش دلم بسوخت ولیمتاع قلب مرا چون عیار نیست چه سود
بوصل یار امید حسین بسیار استولی چو طالع فرخنده یار نیست چه سود