گنج

شمارهٔ ۲۵۷

قافیه: ینداری۷ بیت
قد رعنا رخ زیبا لب شیرین داریقصد غارتگری عقل و دل و دین داری
حسن صورت نشود جمع به لطف سیرتنازنینا تو هم آن داری و هم این داری
جان من خسته بدان غمزه فتان کردیدل من بسته در آن طره پُر چین داری
تو مسیحای همه خسته دلانی لیکنکشتن عاشق سودا زده آئین داری
بر رخت قطره خوی یا به رخ گل ژاله استیا که بر صفحه مه کوکب پروین داری
چاره درد من خسته شناسی لیکنآنقدر هست که قصد من مسکین داری
همچو دلدار تو یاری به جهان نیست حسیندیده بگشای تو هم چشم جهان‌بین داری