گنج

شمارهٔ ۲۵

وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیه: المارزوست۷ بیت
خسته هجر گشته ام با تو وصالم آرزوستتیره شده است چشم من نور جمالم آرزوست
از تف کار عشق جان سوخت بنار تشنگیاز لب روح بخش تو آب زلالم آرزوست
بی تو حرام شد مرا با دگری نفس زدناز نفس مبارکت سحر حلالم آرزوست
بی تو خیال شد تنم و ز هوس خیال تونیست خیال خواب و خور آب خیالم آرزوست
دام خطت بمرغ دل گفت اسیر چون شدیگفت از آنکه دمبدم دانه خالم آرزوست
در دل بحر اشک خود غوطه همیخورم از آنکدیدن آن دو رشته عقد لئالم آرزوست
گرچه وصال او حسین آرزوئی است بس محالآرزو را چو عیب نیست چونکه وصالم آرزوست