گنج

شمارهٔ ۲۴۹

قافیه: نی۶ بیت
نظر بحال دل خسته ام نمی فکنیاگر چه روز و شب ای دوست در درون منی
صبا ز چین سر زلفت ار برد بوئیبسی شکست که آرد به نافه ختنی
منم که عهد تو ای دوست نشکنم هرگزتوئی که خاطر من لحظه لحظه می شکنی
ز روی لطف تو شعر مرا پسندیدیسزد که نام برآرم کنون به خوش‌سخنی
منم که جان به وفاداری تو خواهم دادتو گر وفا کنی ای نازنین وگر نکنی
حسین بی رخ تو میل انجمن نکندکه نور دیده عشاق و شمع انجمنی