شمارهٔ ۲۲۰
گر ماه من بتابد از بام تا بخانهگردد جهانیان را پر آفتاب خانه
از گلشن وصالش باد ار برد نسیمیاز شرم آب گردد گل در گلاب خانه
مطلوب را چو هر جا باید طلب نمودنزهاد و کنج مسجد ما و شراب خانه
خلوتسرای دلبر خالی ز غیر بایدتا چند کنج دل را سازی کتابخانه
گفتم که ساز خانه در چشم من چو مردمگفتا کسی بسازد بر روی آب خانه
ای از فروغ رویت پر آفتاب صحراای از نسیم مویت پرمشک ناب خانه
فراش شمع مجلس گوئی نشان که امشباز تاب عارضت شد پر ماهتاب خانه
با یاد تست دوزخ جان را مقام راحتبی روی تست جنت دل را عذاب خانه
تا آفتاب تابان از بام و در درآیدخواهد حسین کو را گردد خراب خانه