گنج

شمارهٔ ۲۱۲

ای ز ما و من شده فانی بهنگام شهودپس ترا بر مقعد صدق احد جا آمده
بر سر خوان ابیت عند ربی بهر توبی ابا هر شب اباهای مهیا آمده
از شراب لایزالی وقت نوشیدن ترااسم باقی خدا ساقی صهبا آمده
در دبستانی که تو در وی ادب آموختیتا دلت بر سر آن آداب دانا آمده
آدمی گر شد معلم مرملایک را بفضلهمچو طفلان از برای حفظ اسما آمده
قصر قدرت را چو معمار قدر آراستهصد هزاران کسر از او در طاق کسرا آمده
صد مسارت در سیا و از قدومت ساده راوافتی از ترس تو در دین ترسا آمده
خاک پایت آب رحمت بود کز تأثیر اونار اهل النار را آسیب اطفا آمده
هر کجا رایت علم افراشته از روی نصررایت فتح آیت انا فتحنا آمده
در حدیبیه پس از رجعت بصد نصر و ظفرفتح خیبر از پی تصدیق رویا آمده
بعد از آن از فتح مکه با جنود ایزدیبر سر منشور تصدیق تو طغرا آمده
تا تو بر یک پا نسوزی تا سحر مانند شمعاز پی وضع قدمها امر طه آمده
تا سوی لاهوت بیرون آئی از ناسوت دوناز الوهیت چو بر جانت تجلی آمده
مارمیت اذرمیت لکن الله رمیخلعتی بر قد تو بس چست و زیبا آمده
آنچه ایزد بیعتت را بعیت الله خوانده استبر کمال ذات تو برهان دعوی آمده
ای حبیب حق توئی محبوب ارباب صفاعیش ایشان لاجرم از تو مصفا آمده
ساعد دین هدی را زیب تازه داشتنهم به پشت و بازوی یارانت یارا آمده
آن ولی حق وصی مصطفی کز فضل اواهل گیتی را بدرگاهش تولا آمده
آفتاب آسمان قدری که ز ابردست اوبرقهای آبگون بر فرق اعدا آمده
نور چشم دین و ملت هست سبطینت که هستخاک پاشان توتیای چشم جوزا آمده
مشتری خاک پاشان زهره زهرا شدهزانکه هر یک قرة العینین زهرا آمده
خوف عمین تو خالی کرده گیتی از سگانزانکه هر یک در دغا چون شیر هیجا آمده
نیست اندر دست ما غیر از درودی والسلامبر تو و بر آل و اصحاب موفا آمده
ای عزیز مصر معنی طوطی طبع حسینهر زمان از شکر شکرت شکرخا آمده