شمارهٔ ۱۸۲
دو چشم کز هوس روی دوست تر داریماگر ز گریه شود چشمه دوستتر داریم
بهیچ باب از این در طریق رفتن نیستکجا رویم از این در کدام در داریم
ببوستان رضایت شکفته همچو گلیمچو لاله گرچه بسی داغ بر جگر داریم
اگر تو نیش زنی همچو شهد نوش کنیمکه از جراحت تو راحت جگر داریم
در آتشیم ز دست غمت ولیک خوشیمکه از حلاوت غمهای تو خبر داریم
صفا نماند بعالم بیا که از سر صدقدل از تعلق آن تیره خاک برداریم
وداع همنفسان کن حسین و رخت ببندکه رفت قافله ما هم سر سفر داریم