گنج

شمارهٔ ۱۳۰

قافیه: ف۹ بیت
ای ناوک بلای ترا سینه ها هدفدر یتیم عشق ترا جان ما صدف
در راه اشتیاق تو ای کعبه مرادهر دم هزار قافله دل شده تلف
عالم پر از تجلی حسن و تو وانگهیچندین هزار عاشق جوینده هر طرف
از شوق رو به پیش تو قربان کنند جانعشاق گرد کعبه کویت کشیده صف
من آستین ز هر دو جهان برفشانده امتا آستان عشق ترا کرده ام کنف
در خلوتی که جلوه گه چون تو یوسفی ستدوشیزگان عالم غیبی بریده کف
ای دل حجاب تن مطلب زانکه هست حیفدریای پر ز گوهر و محبوب زیر کف
گر داغ بندگی تو ای شه برم بخاکبس باشدم بروز قیامت همین شرف
از میر و شحنه باک ندارد کسیکه کردهمچون حسین بندگی خواجه نجف