شمارهٔ ۱۲۲
دلی که عشق حقیقی کند سرافرازشسزد که باز نگوید به هیچکس رازش
دلا دو دیده بدوز و بغیر شه منگراگر ز غیرت او واقفی و از نازش
اگر سواره عشقی و طالب معراجبراق برق روش یافتی همی تازش
مدار در قفس فرشی آنچنان مرغیکه برتر است ز عرش مجید پروازش
چو عشق ساقی مجلس شود کدام خردشود خلاص ز صهبای عقل پروازش
رسید دوش بگوشم بعالم معنیکه هر چه بند طریق تو شد براندازش
حسین حال دل خود بکس نگفت ولیکسرشک لعل و رخ زرد گشت غمازش