شمارهٔ ۸۶
زینهار ای دل گرت با عشق پیوندی بودغیرتت باید که بر پای هوا بندی بود
حسن روزافزون طلب، جاوید با وی عشق بازحسن خوبان مجازی تازه یک چندی بود
اهل دل را گر بود میلی به صورتهای خوبعشق نتوان گفتن آن را لیک مانندی بود
منزل حسن است چشم و زلف و خال دلبرانعشق را با منزل معشوق پیوندی بود
جان ما در حسن فانی شد کجا یابند بازدر میان چشمهٔ حیوان اگر قندی بود
در میان عشق و جان چون صحبتی آمد پدیدشرح نتوان داد کایشان را چه فرزندی بود
جان شیرینم نباید جز برای مهر دوستبر همام او را به مهر خویش سوگندی بود