شمارهٔ ۸۵
هوس عمر عزیزم ز برای تو بودبکشم جور جهانی چو رضای تو بود
در ازل جان مرا عشق تو هم صحبت بودتا ابد در دل من مهر و وفای تو بود
جای افسر شود آن سر که به پای تو رسدپادشاهی کند آن کس که گدای تو بود
هست امیدم که نمایی تو خداوندیهاور نه از بنده چه آید که سزای تو بود
خجلم زان که فرود آمدهای در دل تنگچیست این منزل ویرانه که جای تو بود
روی خوب تو شد انگشتنمای خورشیدمه نو کیست که انگشتنمای تو بود
سالها سجده صاحبنظران خواهد بودبر زمینی که نشان کف پای تو بود
راحت روح و فتوح دل مشتاقان استهر حدیثی که در او وصف و ثنای تو بود
سخنی لایق سمعت نبود ور باشدهم غزلهای همام ابن علای تو بود