گنج

شمارهٔ ۸۱

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: یرخواهدبود۹ بیت
ز کوی دوست مرا ناگزیر خواهد بودوگر گذر همه بر تیغ و تیر خواهد بود
از آب دیده من در میان منزل دوستبه هر طرف که روی آبگیر خواهد بود
ز بیم غیرت صاحب‌دلان در آن منزلگمان مبر که کسی جای‌گیر خواهد بود
مباش منکر فریاد ما که مستان راهمیشه بر در خوبان نفیر خواهد بود
مدام تا که بود نوبهار و موسم گلز عندلیب چمن پر صفیر خواهد بود
تو را که بر سرگل زلف عنبرافشان استچه احتیاج به مشک و عبیر خواهد بود
به عهد روی تو ما را شب چهاردهمکجا فراغت بدر منیر خواهد بود
در آن زمان که ز جان یک نفس بود باقیهنوز یاد توام در ضمیر خواهد بود
میان مجمع صاحب‌دلان حدیث همامچو هست ذکر شما دل‌پذیر خواهد بود