شمارهٔ ۷۰
گرچه سیاحان جهان گردیدهاندمثل رویت کافرم گر دیدهاند
مهرورزان پیش نقش روی توبر جمال شاهدان خندیدهاند
ماهرویان ز اشتیاقت سالهاپای سرو و روی گل بوسیدهاند
شاعران کردند تشبیهت به ماهزین سخن صاحبدلان رنجیدهاند
صبح دانی ناله مرغان ز چیست؟بوی زلفت از صبا بشنیدهاند
از ره چشمم گرفتی ملک دلجمله دلها در بلای دیدهاند
سرزنش کردن نمیباید مراعشق پیش از عهد ما ورزیدهاند
عاشقان را از ملامت باک نیستکاین گنه دیر است کآمرزیدهاند
عشق را قومی که پنهان داشتندشعله آتش به نی پوشیدهاند
دوستی ز آنان نیاید ای همامکز حدیث دشمنان ترسیدهاند