گنج

شمارهٔ ۱۶۳

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیه: یدن۷ بیت
در باغ چو بالایت سروی نتوان دیدنصد سرو فدا بادا هنگام خرامیدن
ای نور الهی را از روی شما عکسیما آینه صانع خواهیم پرستیدن
صبح از هوس رویت رفتم به گلستان‌هاباشد که کنم خود را مشغول به گل چیدن
گل‌ها چو مرا دیدند فریاد برآوردندکان گل که تو می‌خواهی اینجا نتوان دیدن
چون ابر همی‌گریم بر غنچهٔ خندان لبتا از شکرت دیدم شیرینی خندیدن
فرهاد اگر دیدی آن چهره شیرین رااز دست شدی دستش در سنگ تراشیدن
در چشم منی نتوان خار مژه بر هم زدترسم که گلت یابد زحمت ز خراشیدن