گنج

شمارهٔ ۹ - و له ایضا

نباشد در جهان همچون تو یاریبتی، سنگین دلی، سیمین عذاری
سمن بویی، به قد سرو بلندیگل اندامی، به رخ رشک بهاری
رقیبش خار و او گلبرگ خندانملامت می کشم از دست خاری
به ترک اختیار خویش کردمکه از عاشق نیاید اختیاری
محقق جان برافشانم ز غیرتچو بینم بر گل رویش غباری
کنارش در میان گیرم به مستیمیانش گر ببینم در کناری
اگر حیدر سخن گوید ز لعلشکنم در گوش جان چون گوشواری