شمارهٔ ۳۰ - فی البدیهه
آمد به در مسجد آدینه نگارییاقوت لبی، سنگدلی، سیم عذاری
شوخی شکری شیوه گری شهره ی شهریسروی سمنی گل بدنی تازه بهاری
شکر سخنی، نوش لبی، پسته دهانیشمشاد قدی، به زنخی، لاله عذاری
بر رهگذرش عاشق و دل خسته نشستمتا باز کند بر من دل خسته گذاری
باز آمد و بگذشت و من خسته نشستهبر رهگذرش در هوس بوس و کناری
گفتم نظری کن که ز مهر تو نهادمبر پشت دل از آرزوی روی تو باری
گفتار برو ای حیدر بیدل که چه باشدگر بارکشی در شب و روز از غم یاری