گنج

بخش ۴- در نعت سیدالمرسلین صلی‌الله علیه و سلم

از خدا گر ره خدا طلبیمطَلب جز محمد عربی
زانکه مطلوب اهل بینش اوستبلکه مقصود آفرینش اوست
شاه ایوان مکه و یثربماه تابان مشرق و مغرب
شرف گوهر بنی آدموز شرف سرور همه عالم
شهریاری که خیل اوست همهعرش و کرسی طفیل اوست همه
کوی او مقصدست و او مقصوداو محمد مقام او محمود
پنجه افتاب را برتافتبه یک انگشت قرص مه بشکافت
بود برتر ز انجم و افلاکزان نیفتاد سایه اش بر خاک
آنکه بگذشت از سپهر برینسایهٔ او کجا فتد به زمین؟
فارغ است از صحیفه و خامهواصلان را چه حاجت نامه؟
آن که ناخوانده علم دین داندلوح تعلیم پس چرا خواند؟
انبیا را شرف نبود بروخود تواضع‌کنان نشست فرو
ذات او چیست بعد خیل رسل؟گل پس از برگ و میوه بعد از گل
گمرهانی که راه جنگ زدندحلقهٔ لعل او به سنگ زدند
لعل او در ز حقه داد به سنگکه دگر جا نداشت حقهٔ سنگ
لاجرم ورنه سنگ بدگهرانکی تواند فکند رخنه در آن؟
زیر گیسوی او رخ چون ماهشب معراج را جمال الله