گنج

بخش ۲۸ - جواب دادن کمان به تیر و صلح کردن

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)۱۵ بیت
چون کمان این سخن شنید از تیربر دلش زخم‌ها رسید از تیر
گفت تا کی شکست پیری من؟بگذر از طعن گوشه‌گیری من
که تو هم بعد از آن که پیر شویبشکنی زود و گوشه‌گیر شوی
خویش را بر فلک مبر چندینبه پر دیگران مپر چندین
تو ز پهلوی من شکار کنیکارفرما منم، تو کارکنی
بر سر فتنه دیده‌اند تو رااره بر سر کشده‌اند تو را
تیز ماری و راست چون کژدمهمه را نیش می‌زنی از دم
هر طرف کز ستیز می‌گذریمیزنی نیش و تیز می‌گذری
بارها بر نشانه جا کردیباز کج رفتی و خطا کردی
اهل عالم تو را از آن سازندکه بگیرند و دورت اندازند
چون تو را شاه می‌کند پرتابتو چرا می‌شوی ز من در تاب؟
تیر چون راست یافت قول کمانصلح کرد وز جنگ تافت عنان
باز عقد موافقت بستندبه هم از روی مهر پیوستند
هیچ کاری ز صلح بهتر نیستبدتر از جنگ کار دیگر نیست
صلح باشد طریق اهل فلاحزان جهت گفته‌اند صلح و صلاح