گنج

شمارهٔ ۸۳

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: مت۷ بیت
دل به امید کرم دادم و دیدم ستمتچه ستم‌ها که ندیدم به امید کرمت؟
دارم آن سر: که به خاک قدمت سر بنهمغیر ازینم هوسی نیست، به خاک قدمت
تویی آن پادشه مملکت حسن، که نیستحشمت و خیل بتان درخور خیل و حشمت
لطف تو کم ز کم و جور تو بیش از بیش استمی‌کنم شکر و ندارم گله از بیش و کمت
عاشق دلشده را موج غم از سر بگذشتدست او گیر، که افتاده به دریای غمت
رقم از مشک زدی بر رخش، ای کاتب صنعآفرین بر تو و بر خامهٔ مشکین رقمت!
دفتر شرح غمت رفت، هلالی، همه جاگرچه صد ره ببریدیم زبان قلمت