گنج

شمارهٔ ۴۰۹

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: رنکنی۵ بیت
چه حاجتست که گه خشم و گه عتاب کنی؟کرشمه ای بنما، تا جهان خراب کنی
شراب خورده و خنجر کشیده آمده ایکه سینه ام بشکافی، دلم کباب کنی
چه غم که توبه من بشکنی؟ از آن ترسمکه دور من چو رسد توبه از شراب کنی
بروز واقعه ما را ز کوی خویش مرانچو می رویم چه حاجت که اضطراب کنی؟
هلالی، این همه از دست خویش می سوزیکه ذره ای و تمنای آفتاب کنی