گنج

شمارهٔ ۳۹۹

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اکی۷ بیت
چند از بلای هجر جگر خون کند کسی؟عشقست و صد هزار بلا، چون کند کسی؟
گر مشکلات قصه خود را بیان کنممشکل که یاد قصه مجنون کند کسی
هرگز بدیده خواب نیاید شب فراقگر صد فسانه گوید و افسون کند کسی
با هر که هست، درد دلی عرض می کنمباشد که چاره دل محزون کند کسی
امشب که گرد کوی تو گشتن میسرستشاید که ناز بر سر گردون کند کسی
ناصح، مباش در پی تغییر حال مااین نیست حالتی که دگرگون کند کسی
صید همای وصل، هلالی، نه کار ماستاین کارها ز بخت همایون کند کسی